چگونگى پیدایش شترنگ و تخته نرد

داستان اندر پیدایش شترنگ و تخته نرد

(یك گزارش پارسى میانه. برگردان از متن پهلوى)
ایدون گویند كه اندر پادشاهی خسرو انوشگ روان (انوشیروان)، سچیدرم بزرگ، شهریار هندوان‌شا، از برای برآزمودن خرد و داناگی [1] ارانشهریان و نیز سود خویش نگریدن، چترنگ (شطرنج) [2]، این چنین جفت، شانزده تاگ [3] از زمرد و شانزده تاگ از یاكند [4] سرخ بساخت و به ارانشهر بفرستاد. و با آن چترنگ یك هزار و دو سد اشتر بار زر و سیم و گوهر و مروارید و جامه، نود پیل بار چیزهای پربها بفرستاد و تترگتوس كو برگزیده در میان هندوان بود، او را نیز به همراه گسیل كرد. سچیدرم به تومار ایدون نبشته بود كه: همچنانكه بایسته است نام شما به شاهنشاهی بر ما همه شاهنشاه باشد، باید كه داناگان شما نیز از آنِ ما داناگتر باشند. یا چَم این چترنگ بازگویید و یا ساو [5] و باج گسیل دارید.

شهنشاه انوشگ روان سه روز زمان خواست و كس در ارانشهر از داناگان نبود كه چم آن تواند بازگوید. سدیگر روز بزرگمهر بُختگان بر پای بایستاد. هم او گفت كه انوشگ باشید، من چَم این چترنگ را تا امروز از آن بازنگفته‌ام تا شمایان و هر كه در ارانشهر بداند كه اندر ارانشهر من مرد داناگترام. من چم این چترنگ را باز گویم و ساو و باج از سچیدرم همی‌ستانم و نیز چیزی دیگر كنم، سوی سچیدرم فرستم كه چم آن گزاردن نتوانند، من از او ساو همی‌استانم و به این ابی گمان باشید كه شما به شاهنشاهی ارزانی [6] هستید و داناگان ما از آنِ سچیدرم داناگتراند.

شهنشاه سه بار گفت كه زنده باشی بزرگمهر، اى تترگتوس ارانشهریان و فرمود دوازده هزار درهم به وى دادن.

دگر روز بزرگمهر ،تترگتوس را به پیش خواست و گفت كه سچیدرم این چترنگ را به چَم كارزار همانند كرد. او همانا دو سَر خُدای بكرد، شاه، مهره برتر، همانا رخ بر چپ و راست اوى، فرزین همانند ارتشتاران سالار، پیل همانند پشتیبانان سالار و اسب همانند اسواران سالار، پیاده، آن هم همانند پیاده پیش رزم. پس تترگتوس، چترنگ در میان نهاد، با بزرگمهر بازی كرد، بزرگمهر سه بار از تترگتوس ببرد و رامش بزرگ بر همه ارانشهر فراز آمد. پس تترگتوس بر پای بایستاد. و گفت كه انوشگ باشید، ایزد این ورج [7] و فره و هماوندی و پیروزگری را به شما داد و شایسته فرمانروایی ایران و انیران اید. پس از چندی داناگان هند، با رنج بسیار، این چترنگ را چنین جفت نهاده به این جا آوردند، كس راتوان بازگفت نبود. بزرگمهرِ شما از آسن خرد [8] خویش ایدون به آسانی آن را بازنمود. و تترگتوس آن خواسته [9] را به گنج شاهنشاه گسیل كرد.

دگر روز شهنشاه انوشگ روان بزرگمهر را به پیش بخواست.پس بزرگمهر را گفت كه ای بزرگمهر ما، چیست آن چیزی كه گفتی »همی كنم و بسوی سچیدرم همی فرستم». بزرگمهر گفت كه از دهبدان اندر این هزاره، ارتخشیر (اردشیر) كاردان‌ترین و داناگترین بود و نیوارتخشیر [10] را چنین جفت به نام ارتخشیر خوانم. تختة نیواردشیر را به زمین سپندارمذ مانند كنم. و سی مهره را به سی روز و شب مانند كنم، پانزده تاگ سپید را روز اشمارم و پانزده تاگ سیاه را شب نامم. یك جفت گردانه [11] را به گردش اختران و گردش سپهر همانند كنم. یك را بر گردانه‌ای آنگونه همانند كنم كه هرمزد یكی است و هر نیكی او داد. دو را به مینوگ و گیتیگ همانند كنم. سه را به هومَت و هوخت و هوورشت، منشن، گوشن و كنشن [12] همانند كنم. چهار را به چهار آخشیج همانند كنم كه انسان از آن برآمد و نیز چهار سوی گیتی، خراسان و خاوران، نیمروز و باختر از آن پدید آمد. پنج را به پنج روشنی چون خورشید و ماه و ستاره و آتش و آذرخش همانند كنم كه از آسمان آیند. شش را به آفرینش آفریدگان در شش گاهنبار همانند كنم. نهادن نیواردشیر را بر تخته به هرمزد خدا كه آفریدگان را در گیتی آفرید همانند كنم. گردش و چرخش مهره‌ها با هر گردانه‌ای را به مردمانی همانند كنم كه بندشان در گیتی به مینوگ پیوسته است و به هفت و دوازده همه می‌گردند و به پیش می‌روند و یكی بر دیگری زنند و برچینند، چنان مردمان كه اندر گیتی یكی بر دیگری زنند. و گاه با گردش گردانه‌ای همه را برچینند، مردم كه همه از گیتی گذرنده باشند و گاه بار دیگر نیز بنهند همانند مردمان كه به رستخیز همه باز زنده شوند.

شهنشاه چون آن سخن او شنید شادمان شد و فرمود دوازده هزار اسب تازی هم موی با افسار زر و مروارید و دوازده هزار مرد جوان كه از ارانشهر برگزیده باشند، دوازده هزار زره هفت كَرد و دوازده هزار شمشیر پولادین هندو-ویراسته، دوازده هزار كمر هفت چشمه و دیگر هر چیز درخور دوازده هزار مرد و اسب، هرچه نابرناتر [13] پیراییدن. پس بزرگمهر بختگان را بر آنها سالار كرد و به روزگاری گزیده به جهش نیك و یاری یزدان به سوی هندوان بفرستاد. سچیدرم بزرگ، شهریار هندوان‌شا، چون آنان را به آن آیین دید از بزرگمهر بُختگان چهل روز زمان خواست. و هیچكس از داناگان هندوان نبود كه چم آن نیوارتخشیر را توانست بازگفت. بزرگمهر بار دیگر، همچند [14] آن ساو و باج را از سچیدرم ستاند و به جهش نیك و شكوهی بزرگ به ارانشهر باز فراز آمد.

گزارش چم چترنگ این كه آن بازی به نیرنگ است [15] از آنروی داناگان نیز گفته‌اند كه، پیروز آن كو به خرد، بازی را بَرَد. و از آنرو همه خردیگ و دانستن را بایسته مى‌دانند. بازی چترنگ این كه، نگرش و كوشش در نگاه داشتن ابزار خود بیش از كوشش در بردن ابزار آندگری و به امید بردن ابزار آندگری دست بد بازی نكردن و همواره ابزار یكی به كار و آندگر در پرهیز داشتن و نگرش به دیگر آیین‌نامه‌ها كه بنوشته است.

فرجام یافت با درود و شادی

* نام بزرگمهر در متن پهلوى به گونه وزرگ ميترو Vozorg Mithro پور بُخت Bokht نام سچيدرم به گونه Sačidarm و نام تترگتوس به گونه Tatragatwas آمده است.

اين داستان در عين اينکه مقابله تفکر ايرانی با تفکر بيگانه را نشان می‌دهد، يعنی دخالت تقدير و سرنوشت (نرد) و يا احاطه کامل تدبير و عقل انسان بر زندگی (شطرنج)، احتمالاً حقيقت ندارد و تخته نرد به يک باره و توسط يک نفر اختراع نشده است. اما در اينکه تخته نرد يکی از قديميترين بازيهای جهان است، شکی نيست.

بازگشت به بالا

تاریخچه پیدایش تخته نرد

تا چندی پيش تصور می‌شد که خاستگاه تخته نرد در حدود پنج هزار سال پيش در بين‌النهرين بوده است. در صده بيستم ميلادی باستان‌ شناس انگليسی سر لئونارد وولی (Sir Leonard Woolley) در خرابه‌های آرامگاه سلطنتی اور (عراق کنونی) يک بازی تخته نرد يافت که با بازيهای کنونی تفاوت چندانی ندارد. چند سال بعد در مقبره توت‌انخ‌آمون در دلتای نيل تخته نردهای ديگری کشف شدند که قدمت آنها به ۱۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح می‌رسد. بسياری از نقاشيهای ديواری مقبره حکايت از محبوبيت اين بازی دارند که هم بين توانگران و هم بين مردم عادی رواج داشته است.

چندی پيش در جيرفت نيز پنج تخته زیبا با قدمت حدوداً پنج هزار سال يافت شد که به گفته دكتر «يوسف مجيدزاده»، سرپرست گروه باستان شناسی جيرفت و حوزه هليل‌رود، اين تخته‌ها مانند بازی تخته نرد به نظر می‌رسند.

تخته نرد در جنوب اروپا به تدريج گسترش پيدا کرد. افلاطون، هومر و مشاهير يونانی ديگر آن را در نوشته‌های خود توصيف کرده‌اند. به جفت شش «آفروديت» می‌گفتند و رقم‌های پايين‌تر تاس را «سگ» می‌ناميده‌اند. در بين روميان قديم بازی بيش از پيش محبوبيت و گسترش يافت. آنها با سه تاس بازی می‌کردند و سه نام مختلف برای تخته نرد داشتند.
Alea: ريختن تاس
Tabulae: تخته یا ميز
Ludus duodecim scriptorium: بازی دوازده‌خطی

در پمپئی يک نقاشی ديواری عظيم کشف شد که صحنه اول آن دو رومی را هنگام بازی نشان می‌داد. در صحنه دوم صاحب مسافرخانه دو بازيگر را با خشم بيرون می‌اندازد. با اين حال تخته نرد ديرتر، يعنی بعد از جنگهای صليبی در بقيه اروپا رواج پيدا کرد. به آن نرد،Tric Trac ، Puff،Tables ياPlakoto می‌گفتند و با دو تاس بازی می‌کردند. نوع رومی بازی، در تمام اروپا گسترش يافت. در ابتدا بازی اشرافيان بود، اما به تدريج بين مردم عادی نيز محبوب شد. کليسا قرنها سعی کرد که جلوی اين نوع قمار را بگيرد و موفق نشد. اما تخته‌نرد در هيچ نقطه جهان غرب مانند انگلستان رواج و محبوبيت نداشته است. طبق گزارشهای شفاهی ريچارد شيردل به خاطر علاقه سربازانش به اين بازی مرتب دچار دردسر می‌شده است، به همين دليل دستور داده بود که هيچ فردی با درجه پايينتر از شواليه اجازه بازی به شرط برد و باخت پول ندارد.

اولين مسابقه بين‌المللی تخته نرد به‌همت شاهزاده Alexis Obolensky در سال ۱۹۶۴ در جزاير باهاما انجام شد و از آن زمان به بعد سالانه تکرار می‌گشت. در دهه ۷۰ اولين کتابهای قوانين بازی نوشته شدند و باعث گسترش بيش از پيش تخته نرد گشتند. شخصيت‌های مشهوری مانند کريستينا اوناسيسChristina Onassis دختر ميلياردر معروف يونانی آريستوتلس اوناسيس، گونتر ساکس Gunther Sachs وارث کارخانه اوپل و شوهر سابق بريژيت باردو، يو هفنر Hugh Hefner ناشر مجله پلی‌بوی و غيره به رواج بيشتر اين بازی در جهان غرب دامن زدند.

بازگشت به بالا